مرتضى راوندى
210
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در مقابل صدر به زمين مىافتد و مىشكند . ناگهان از ميان گلوله ، مقدارى طلا و جواهرات مختلف بيرون مىريزد كه فورا صدر آنها را تصاحب مىكند و معلوم مىشود ، در فتنهء افغان ، يكى از متعينين اصفهان براى نگاهدارى طلا و جواهرات خود ، آنها را براى روز مبادا ، در ميان گلوله پنهان كرده بوده است . » « 1 » تا قبل از نفوذ تمدن جديد ، تجار و بازرگانان و عامهء مردم ، هنگامى كه صورت امتعه و كالاهاى گوناگون را مىنوشتند ، براى هر نوع كالا لغت و اصطلاح خاصى به كار مىبردند . در كتاب منشآت ميرزا مهدى خان افشار در اينباره ، شرح جالبى نوشته شده كه عينا نقل مىشود : « بدانكه انسان و شتر و دندان را نفر نويسند و باقى حيوانات چهارپا ، اگر سبع و درنده باشند ، قلاده و الا رأس نويسند ، مگر اينكه فيل را تخت و ميمون را زنجير ؛ و بعضى شير و پلنگ و فيل را زنجير مىنويسند و ماهى و كشف و جواهر معدنى و بيضهء مرغان را قطعه نويسند و طيور درنده و شكارى بهله نويسند و پيراهن وزير جامه و ملبوسات را تماما ثوب نويسند . لباس سراپا تمام را دست نويسند . مار را تازيانه نويسند و اشجار را اصله نويسند . دستار و فوطه و امثال آن را عدد نويسند و اگر طاقه نويسند خوب است . آلات حرب را قبضه و توپ و امثال آن را عراده نويسند . زنبورك و تفنگ بىقنداق را لوله نويسند و شال ترمهء حاشيهدار و قدك را ابره و اطلس و قطنى و ساير اقمشه را توپ نويسند . چارقد را طاقه . . . كاغذ را ورق و دسته و بندوريم نويسند . . . گليم و نمد را تخته نويسند . . . اقمشه را توپ و ذرع نويسند . قرآن و كتاب و پوست ساغرى و تيماج را جلد نويسند . گلاب و عرق و ساير چيزهايى كه در شيشه كنند مينا و قرابچه نويسند . قرص كافور و عنبر را شامجه نويسند و مشك را نافچه . طلا و نقره را دينار و مرواريد را رشته و شرابه نويسند . كشتى و غراب را سلسله نويسند . چيزهايى كه در وزن و كيل درآيد ، مثقال و نخود نويسند و ساير چيزها را عدد نويسند و ظروف چينى را دسته و گنج نويسند . آفتابه لگن را دست نويسند . مجموعه و منقل و امثال آنها را عدد نويسند . تنگ را قلاب نويسند . قنات را كاريز نويسند . املاك و زمين را جريب و فيمان نويسند . مستغلات و دكاكين را باب نويسند . خيمه و حمام و اصطبل را باب نويسند . عمدهء اين اصطلاحات بسته به سليقهء منشى است كه به فراست و ذوق طبيعى بنويسد و الا غالب اينها اصطلاحات قدماست و با وضع انشاى اين زمان ، تفاوت كلى دارد . » « 2 » تجارت ايران در ايران و بطور كلى در هر كشورى ، رشد فعاليتهاى تجارى و اقتصادى ، قبل از هرچيز ، بستگى به امنيت و ثبات سياسى دارد . چنان كه ديديم ، در ايران بعد از اسلام در عهد سامانيان ، از بركت امنيت نسبى ، بازار تجارت رونق يافت و همين كه در اواخر عهد سامانيان قدرت دولت مركزى نقصان يافت و جنگ غزنويان با آخرين سلاطين سامانى آغاز گرديد ، فعاليتهاى اقتصادى و تجارى در نتيجهء آشفتگى راهها و فقدان امنيت ، رو به كاهش نهاد . غير از ثبات و امنيت ، حسن موقعيت جغرافيايى و استعداد خاك و وجود معادن و
--> ( 1 ) . مجلهء يادگار . سال 2 . شمارهء 8 ، 53 . ( 2 ) . منشآت ميرزا مهدى خان . ص 35 - 24 .